
سلام سلام....
در زمان حاضر الیاس دقیقا 2 سال و 29 روزشه و من تقریبا بعد یک سال اومدم اینجا تا بازم بنویسم و بمونه برای روز آینده ها تا هر زمانی که اومدم و دوباره خوندمشون یاداور خاطرات خوب گذشتم باشه...
یه چیزی رو دقت کردین از وقتی الیاسم پا گذاشته تو زندگیم دیگه روز و ماه سال برام بی معنی شده و تاریخ و مطابق سن اون حساب میکنم
فعلا چیز خاصی برای نوشتن به ذهنم نمیرسه
پس فعلا بای
برچسب:
نویسنده: بهنام اسدی
سلام سلام من اومدم خوش اومدماقااااا قدم نو رسیده داریم البته هنوز نرسیده ولی خب تا چند ماه دیگه میرسه
خدا وکیلی چجوری من همه حال بدی های سر الیاسو فراموش کردم که دوباره راضی شدم....خعلی حالم خرابهولییییی خوشحالم چون الیاسم قراره از تنهایی دربیاد و هم بازی دار بشه... مطمئنم خیلی با هم خوب میشن از بس بچم سازگاره و دل مهربونی دارهتنها دلیل ذوق داشتنم فقط همینهو خبری از اون همه ذوقایی که سر الیاس داشتم نیست طبیعیه ایا؟ایشالا بچم بعدا نیاد اینا رو بخونه چون حسابی ازم نا امید میشهو
برچسب:
نویسنده: بهنام اسدی
سلام سلام من اومدم چند بارهجوجه تازهم دنیا اومده امروز ۱ ماه و یک هفته
امروز برای اولین بار صدادار خندید و من مردم براشالیاس مامانم که نگم دیگه هر روز رعنا تر و قشنگ ترالبته تو سنی هست که دهن ما رو آسفالت داره ولی خوب دیگه اقتضای سنشهخلاصه که خعلیییییی حالمون خوبه ☺️ان شاالله بشه ورزشو ابتدا کنم فقط، که از دست این شکمی که سر حاملگیهام مونده برام راحت شم آمینایشالا سری بعد میام خبر آب شدن شکمم میدم بهتونغذام داره میسوزهتا درودی دگر بدرود
برچسب:
نویسنده: بهنام اسدی
برچسب:
نویسنده: بهنام اسدی
برچسب:
نویسنده: بهنام اسدی
برچسب:
نویسنده: بهنام اسدی
برچسب:
نویسنده: بهنام اسدی
برچسب:
نویسنده: بهنام اسدی
برچسب:
نویسنده: بهنام اسدی
بهم میگه چجوری خودت موهاتو میبافی
با یه لبخند تلخ میگم وقتی کسی رو نداشته باشی که برات موهاتو ببافه باید خودت بلد شی اینکارو...
برچسب:
نویسنده: بهنام اسدی

امروز یه متن خوندم بآ همه ی فآز منفی که دآشت، امآ خیلی به دلم نشست
"مآ آدمهآ همیشه تآوآن اشتبآهآتمون رو پس نمیدیم....
گآهی تآوآن محبت هآمون رو پس میدیم... " 
رآست میگه. نه؟
برچسب:
نویسنده: بهنام اسدی
برچسب:
نویسنده: بهنام اسدی

هوا دقیقا همونجوریه که همیشه دوست داشتم
ابری هممطلب راه نیلوبلاگ با نم نم بارون
اما حال من چند روزه عجیبه
خستگی یا بهتر بگم بی حس و حالی، مطلب است نیلوبلاگرس و ترس
ترس از اینکه نکنه همونی که ازش میترسیدم سرم اومده
من هنوز امادگیشو ندارم... نه روحی نه جسمی
چند روز پيش بهترین رفیق دوران تحصیلم ازدواج کرد
از صمیم قلبم بهترین ها رو براش ارزو دارم
برچسب:
نویسنده: بهنام اسدی
داشتم لیست وبلاگای بروز شده رو میخوندم که دیدم اکثرشون درباره ی رُند ترین تاریخ قرن نوشتناصلا یادم نبودشیادش بخیر پارسال همین موقع ها داشتم به شوهرم میگفتم اگه ما 99/01/10 عروسیمون رو بگیریم 99/
برچسب:
نویسنده: بهنام اسدی

دستم رو گرفت گذاشت روی ضریح امامزاد
چشماش رو بست و گفت انشاءالله خوشبخت بشیم![]()
گفتم آمین![]()
برچسب:
نویسنده: بهنام اسدی